مقدمه  

با عنايت به اين كه دانش آموزان اين زبان را به عنوان زبان بيگانه اي كه مملو از كلمات دشوار و قواعد خشك  و  بي روح است تلقي كرده و آن را بدون كاربرد در محاورات روزمره و كارآنبودن اين زبان در زندگي آينده ي خود  مي دانند همچنين دبير عربي هم به دليل محدوديت زماني فرصت شناخت كامل سطح علاقمندي، هوش و پايه ي تحصيلي دانش آموزان خود را نداشته و عملا تا پايان ترم اول قادر نخواهد بود، فراگيران خود را مورد ارزشيابي جامع (شفاهي يا كتبي) قرار دهد!

پژوهش ها و ارزيابي ها در اين سال ها ، گوياي اين حقيقت است كه "شيوه ي كلاس داري و روش تدريس مناسب " مهم ترين عامل ايجاد علاقه و ميل و رغبت و انگيزه در دانش آموزان بي علاقه در درس عربي است.در ميان دروس دوره ي متوسطه درس عربي زياد مورد علاقه ي اكثر دانش آموزان نيست و معمولاً به درس زبان عربي بعنوان چيزي نگاه مي كنند كه در آينده به آن هيچ نيازي ندارند، و تصــور مي كنند كه اين زبان يك زبان بيگانه وكهنه است و در زندگي امروزي هيچ جايگاهي ندارد و تنها زبان زنده ي روز را زبـان انگليسي مي دانند و نسبت به يادگيري زبان عربي علاقهاي نشان نمي دهند.

معمولاً در طول تدريس چند ساله در مدارس مختلف و كلاسهاي متفاوت اين بي انگيــزگي را كامـلاً درك كرده ام ، البته نبايد فراموش كرد كه در دبيرستانهاي دخترانه درس عربي هم مثل بقيه ي دروس از اهميت و جايگاه خاص خود برخوردار است ، زيرا زبان عربي يكي از دروسي است كه با ضريب بالايي در امتحانات ورود به مراكز دانشگاهي مطرح مي شود، بنابر اين خود را بي نياز از يادگــيري آن نمي دانند. اما در ميان دانش آموزان پسر اين بي علاقگي بيشتر مشهود است.