مقدمه

كار اصلي مدرسه انسان سازي در دو بعد اصلي مدرسه و روح يا روان معني دارد . حفظ سلامت رواني يا بهداشت رواني دانش آموزان كار اساسي مدرسه است . مدرسه جاي انسان سازي و سالم سازي انسانهاست . هر جامعه اي از مدارس خود انتظار دارد كه افراد با شخصيت ، متعادل ، سازگاري ، با عاطفه ، اجتماعي ، با اعتماد به نفس ، مسئوليت پذير ، منطقي و عادل بار آورد . همه اينها منوط به وجود روابط ، شرايط و محيط سازمان يافته و مناسب از طريق اعمال مديريت و رهبري درست در سازمان مدرسه مي باشد .مدرسه بايد بتواند انسانهاي سالمي تربيت كند كه به قول كينز برگ دانش آموزان و فارغ التحصيلان به عنوان اعضاي جامعه بتواند بر خود و محيط خود با مهارت تسلط داشته باشد و سه فضاي اساسي زندگي يعني عشق ، كار و تفريح را به درستي و به طور منطقي هدايت كنند.

كودكان از شش سالگي به مدرسه ميروند و وقتي از آنجا بيرون مي آيند بزرگسال شده اند . در اين مدت طولاني آنها با انواع مختلف تجربه ها آشنا مي شوند : برخورد با بزرگتر ها ، بازي با بچه هاي ديگر ، كار گروهي ، شكست ، موفقيت ، در گيري با همكلاسيها ،معلمان ،... بنابر اين ، انتظار اين است كه مدرسه ، بر بهداشت و سلامت رواني دانش آموزان اثر بسيار عميق داشته باشد.

كار اساسي سازمان آموزشي يا مدرسه تربيت انسانهاي سالم است كه منظور از انسان سالم همان ساختن شخصيت سالم است ردل و اتنبرگ گفته اند كه اكثر دست اندر كاران تعليم و تربيت اعتقاد دارند كه تربيت و بارآوردن يك انسان با شخصيت سالم از آموزش او بسيار پر اهميت تر است  آنها مي گويند ، انسان               دانش آموخته ، ولي بدون شخصيت سالم ، قدرت و شعور استفاده از آن فاقد ارزش است . سعيد شاملو آنقدر به بهداشت رواني در مدرسه و تعليم و تربيت اهميت مي دهد كه تعليم و تربيت را مترداف با بهداشت رواني مي داند و مي گويد تعليم و تربيت و بهداشت رواني از جنبه نظري هدف واحدي دارند ، يعني هر دوي آنها هدفشان ساختن آدمها ي سالم ، مفيد و خوشبخت است . به عبارت ديگر ، اگر آموزش و پرورش ادعا كند كه كارهاي زيادي روي انسانها و براي انسانها انجام مي دهد ، ولي نتواند ثابت كند كه انسانهايي سالم و با شخصيت تربيت مي كند ، مي گوييم از اصل وظيفه و رسالت خود در مانده است .