بررسی ارتباط بین بهداشت روانی و عملکرد تحصیلی در درس ادبیات فارسی دانش آموزان دوره راهنمایی شهرستان
در دنیای امروز انسان به واسطه حاکمیت زندگی ماشینی و توسعه غول آسای صنعت و تکنولوژی با دست های خود خویشتن را مقهور تکنولوژی کرده است. از طرفی رشد جمعیت و پیچیده تر شدن روابط انسانی منجر به از خود بیگانگی و افزایش اختلالات روانی و مشکلات رفتاری شده است.در نتیجه جستجو برای شناخت واقعی خویشتن بینی بیش از هر زمان دیگر برای انسان اجتناب ناپذیر شده است تا در این رهگذر بتواند به گونه ای مطلوب و سازنده یا دنیای درون و برون خود رابطه منطقی برقرار کرده وبر اساس یک شناخت درست وسنجیده با مسائل و مشکلات زندگی خویش روبرو شود.هر شخص با توجه به ساختار ذهنی خود معیارهایی را فراهم می کند تا کارآیی و مناسب اعمال خود را مورد قضاوت قرار داده ارزش و جذابیت خویش را ارزیابی کند این ساختار ذهنی به فرد امکان شخصی را هدایت می کند بلکه مبنایی برای تفسیرها، انتظارات ونگرش های خود به شمار می آید. فرد از ساختار ذهنی برای رسیدن به هدف و حراست از خود از آسیب های روانی – جسمی برای حفظ ارتباط با دیگران استفاده می کند.
اگر دانش آموز در فعالیت های مختلف آموزشگاهی در اکثر موضوعهای درسی و طی چندین سال متوالی، احساس شایستگی کند و از سوی دیگران نیز کارو فعالیت اش به طور مثبت ارزیابی شود یک احساس شایستگی کلی درونی حداقل در ارتباط با یادگیری موضوع های درسی ایجاد می شود و برعکس اگر کوشش های یادگیرنده در فعالیت های آموزشگاهی با شکست مواجه شود و از دیگران ارزیابی منفی دریافت کند در اونسبت به توانایی اش یک احساس عمیق عدم شایستگی ایجاد می شود که در صورت عدم تحلیل منطقی وعیب یابی بر اثر تکرار شکست و احتمالاً سرزنش دیگران رفته رفته باورهای کاذب در او ایجاد می شود که با تعمیم بخشی آن باعث تثبیت خودانگاره منفی در مورد توانایی اش می گردد وخودشان را به صورت فرد ناتوان می بیند...
با سلام خدمت کلیه عزیزان و همکاران فرهنگی گرانقدر